گاهی وقت ها

گاهی وقت ها از خودم خوشم می آید و از فکر کردن به خودم لذت می برم ، شاید این حرف برای خیلی ها مسخره باشد و احمقانه اما این حقیقت است . ویژگی هایی در خودم دیده ام که در کمتر کسی پیدا کرده ام و این مرا بسیار امیدوار می کند.

همه چیز خوب است تا وقتی که ، زمان قدرت خودش را به من نشان می دهد . طرح های زیادی در سرم دارم و هر روز تعدادی جدید به طرح های قدیمی ام اضافه می شود اما مدت های زیادی از خلق کردن من میگذرد . خیلی از طرح هایم را مدتی بعد در جایی می بینم که کسی در جای دیگر جهان وحتی در نزدیکی من آن را ساخته است . در این لحظه ها سکوت می کنم سکوتی تلخ که چرا من نساخته ام و فقط ایده اش را داشته ام .

خیلی وقت پیش ها وقتی که به مدرسه هم نمی رفتم دوست داشتم دانشمند شوم . بله یک دانشمند بزرگ . کسی که در تاریخ بماند و سنی که در نظرم بود همین سنی بود که اکنون دارم . اما امروز که به خودم نگاه می کنم به غیر از هزاران ایده کوچک و بزرگ ، فکر هایی که فقط در حد ایده ماندند و این ها هرگز مرا جاودانه نخواهند کرد . بله من جاودانگی می خواهم  …

یکی ازهمان ویژگی ها که مرا از خودم خوشحال می کند قدرت تغییری است که در کمتر کسی دیده ام . این بار هم تغییر می خواهم تغییری بزرگ شاید. می خواهم همان شوم که باید باشم .

۱۹
تیر ۱۳۹۱
نویسنده
دسته‌ها دل نوشته
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه
برچسب‌ها

یک پاسخ برای : 1

  1. فاطمه گفته:

    مطمئن باش که آدم خاصی بودی و هستی.به قول خودت هر فکری تو هوا پخشه، هر کسی تو هر جایی ممکنه اون فکر به ذهنش برسه، اما مهم اینه که چه کسی اول اون رو اجرا می کنه.با کمی تغییر می تونی اجرا کننده ی خوبی باشی، همونطور که ایده دهنده ی خوبی هستی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

لطفا کاراکتر های تصویر زیر را در کادر وارد نمایید.

Please type the characters of this captcha image in the input box