ساعت

 ﭼﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ،
ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ !
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﺴﺖ؛
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ۸ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮی ﻭ می بینی ﺷﺪﻩ ۸ ﻭ ﺭﺑﻊ، ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﺎ ۹ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻴﺸﻮﻡ!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻣﺸﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﻳﮏ ﺳﺎعتی ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﻲ، ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ۱۰ ﺷﺪﻩ؛ ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ : ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻢ.
ﺳﺎﻋﺖ گرد ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ.
ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻳﮏ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻧﻤﻲ ﭼﺮﺧﺪ! ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺧﻄﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﺩﻭﺩ!
ﻭ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ، ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ، ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﺩ!
ﺍﻳﺪﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺩﺍﻳﺮﻩ، ﺍﻳﺪﻩ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﻓﺮﻳﺒﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ! ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﺏ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺍﺳﺖ!
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻴﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ .
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻫﻤﻪ ﺩﮐﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺘﻮﻧﻬﺎ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ و ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻦ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺨﻠﻴﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻋﻤﺮ ﻳﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻃﻮﻝ ﺑﮑﺸﺪ .
ﺗﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ ﻣﻲ ﺍﻳﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺑﻴﺎﻭﺭﻡ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ‘ﺧﻂ’ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ « ﺩﺍﻳﺮﻩ»
ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ …

ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ

۱۱
بهمن ۱۳۹۳
نویسنده
دسته‌ها شعر
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

اینجا رشت است

rashtمدتی بود که برای کارهای شرکت مجبور شدم به ادارات مختلف برم مثل شهرداری و دارایی و… تجربیات جالبی کسب کردم و یکی از دلایل عقب موندگیمون رو بهتر درک کردم.
یه زمانی تو تلویزیون و … حرف از تکریم ارباب رجوع و … بود، مدام تبلیغ می کردن.  تو ادارات هم برگه هایی زده بودن که همیشه حق با …
الان می دونید چی نوشتن ؟  «هرگونه اهانت به کارمند در حین انجام خدمت سه تا ۶ ماه حبس به دنبال خواهد داشت» و جملاتی شبیه به این تو اکثر ادارات نصب شده . نمیدون به پشتوانه این هشداره که به کار ارباب رجوع بی توجه هستن یا …

همیشه ما یا از اینور بوم میوفتیم یا از اونور بوم .

وقتی مردم برای وقت دیگران ارزشی قائل نمیشن چطور باید انتظار پیشرفت داشت ؟ برای یه کار ساده رفتم شهرداری و با یه عده کارمند بی مسئولیت روبه‌رو شدم یه عده هم که به عنوان کارشناس به طور مسقیم و غیر مستفیم پول می گیرن یه عده هم که اکثر مواقع پشت میزشون نیستن و برای یه امضای ساده باید چند ساعتی منتظرشون بمونی تا … (مردم هم همه اوف و نوچ می کنن اما مثل من کسی بلد نیست و یاد نگرفته اعتراض کنه)

شاید «مسخره» کلمه درستی نباشه و بهتره بگم «احمقانه ترین» کار تو این ادارات امضا هاست. چرا این نظر رو دارم ؟ چون برای همین کاری که رفته بودم شهرداری مدام از این کارمند من رو ارجاع می دادن به کارمند دیگه که برگه رو امضا کنن یا مهر بزنن و ارجاع بده به کارمند دیگه یا کارمند قبلی . تا اینجا به نظر عادی میاد اما مشکل اینجاست که ۱۰۰ درصد کارمند ها برگه رو نمی خوندن حتی کامل هم نگاه نمی کردم و امضاء میزدن یا مهر. به نظرتون منطقی نیست که همه این افراد شایسته رو اخراج کنن و به جاش یه نفر رو بزارن که هر ۱۰ – ۱۵ تا مهر و امضا ها رو زیر هر برگه بزنه ؟ یا اون پول هایی که بدون دادن رسید از ارباب رجوع ها گرفته میشه رو با دادن رسید حلال کنن ؟! بی دلیل نیست که تو آمار ها میزان کارمفید تو ادارات ایران کمتر از ۴۵ دقیقه در روزه . با این چیزی که من تو این مدت دیدم شک ندارم ۱۰ دقیقه هم نیست.

چرا سایت شهرداری رشت رو یه شرکت تهرانی طراحی کرده ؟ یعنی هیچ شرکتی تو رشت یا گیلان وجود نداشت که طراحی سایت انجام بده ؟ یا موضوع چیز دیگه ای هست و من خبر ندارم .

چند روز پیش همین شهرداری دستور داد سگ های ولگرد رو بکشن و بعد که یه عده صداشون در اومد متوقفش کردن و اطلاعیه صادر کردن که اگه کسی راه بهتری داره پیشنهاد کنه.  یعنی قبل از کشتن یه تعداد حیوان بیگناه بهتر نبود این سوال رو می پرسیدین ؟ یادمون رفته که ما آدم ها اول محیط زندگی این حیون ها رو ازشون گرفتیم حالا هم حق زندگی کردن رو داریم میگیریم.

فکر نکنید که این کارمندان شایسته ! فقط تو شهرداری وجود دارن . نمونه این کارمندا رو تو تامین اجتماعی ، دانشگاه پیام نور، بانک تجارت و چند جای دیگه هم دیدم . کارمندی هایی که بودنشون تو اداره برای کسی فایده نداره .

موردهای خوب هم دیدم . برای نمونه تو تامین اجتماعی کارمندی بود که پیگر کارهای من شد و بدون هیچ چشم داشتی (بر خلاف کارشناس های شهرداری که پول آژانس می گرفتن! ) کار رو به نتیجه رسوند.

این ها رو نگفتم و ننوشتم که بگم من خوبم و دیگران بد. گفتم که شاید به خودمون بیایم و سعی کنیم برای بهتر شدن خودمون تلاش کنیم .هیچ کس کامل نیست ولی هرکس می تونه با فکر کردن به کارها و رفتار های خودش ضعف هاش رو پیدا کنه و برای بهتر شدن تلاش کنه.

۰۲
بهمن ۱۳۹۳
نویسنده
دسته‌ها دل نوشته
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

یادتون میاد از کی بد شدیم؟

کارهای عجیب می کنیم حرف های عجیبی هم میزنیم. نمی دونم من جدیدن وسواس گرفتم یا واقعا رفتار مردم عوض شده. این روزها یا مغز ها شستشو شدن یا مردم  دروغگوهای حرفه ای تری شدن.

۰۲
بهمن ۱۳۹۳
نویسنده
دسته‌ها دل نوشته
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها