فرعون

آنجا که تو فرعون زمانی، در تیررس باد خزانی

۱۵
اردیبهشت ۱۳۹۱
نویسنده
دسته‌ها شعر
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

نمایشگاه کتاب

فردا بعدازظهر قراره با فاطمه*  بریم نمایشگاه کتاب تهران در نتیجه یه چند روزی رشت نیستیم.
یه سری کار نصفه نیمه باقی مونده که باید تا فردا آماده کنم که این چند روز با خیال راحت تر بتونیم استراحت کنیم.

 

فاطمه = همسر عزیز من

۱۵
اردیبهشت ۱۳۹۱
نویسنده
دسته‌ها دل نوشته
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش    که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش            مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن        به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار             که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم                 به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست     سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ         ولیکن خنده می‌آید بدین بازوی بی زورش

۱۳
اردیبهشت ۱۳۹۱
نویسنده
دسته‌ها شعر
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

شروع

شروع کردن همیشه سخت و ادامه دادن سخت تر است ، اما همیشه باید شروع کرد و گاهی هم ادامه داد.
این وب سایت همانطور که از اسمش مشخصه یک وب سایت شخصی هست که هر چیزی ممکنه توش بنویسم.
مدت ها پیش وبلاگی داشتم که حدود ۴ سال به طور مداوم به روز بود ، اما بعد از مدت ۴ سال تصمیم گرفتیم ادامه ندم ، تصمیم به شروع و عدم ادامه دادن آن وبلاگ هر دو درست بود.

نیازی به نوشتن در مورد خودم رو حس نمی کنم ، چون کسی که من رو میشناسه که میشناسه (خوش به حالش D: ) کسی هم که نمیشناسه چه اهمیتی داره که بشناسه ؟

۱۳
اردیبهشت ۱۳۹۱
نویسنده
دسته‌ها دل نوشته
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه
برچسب‌ها